تبليغاتX
پل
گفتگو در گستره ادبیات - با سمیع حامد

مجیر گرامی،

سپاس از پیامت.

ناگفته نماند که نوشتهء من پیوند باریکی به شعر امینی داشت؛ آماج بنیادی من روشن ساختن برخی از ویژه گی های نقد ادبی بود.

بدین باورم که باید بیشتر و بیشتر بنویسی. آنسان که نوشتم نقد ادبی صد چهره دارد. هر چهره از زاویهء خود دیدنی است. ناهمسانی ذاتی نقد ادبی از نقد ادیبانه در این است که معیار نقد ادیبانه « معلومات ادبی » است اما بنیاد نقد ادبی « علم ادبی » است. برای نقدادیبانه کافیست که متن های مادر را در زمینهء عروض و قافیه و بدیع و بیان و معانی و تکنیک های ادبی و زبانشناسی و...بخوانیم . نقد ادیبانه  با « آشنا ها » سروکار دارد اما نقد ادبی با « بیگانه ها ».

بیفزایم که نقد ادیبانه مقدمهء نقد ادبی است. بدون نقد ادیبانه نقد ادبی ناممکن است.

میگویم نقد ادبی نداریم و این به معنی نداشتن نقد ادبیات نیست. ( شاخه های گوناگون آن )

اما... چرا من نقد ادبی نمینویسم؟

بسیار ساده : نمیتوانم!

 هنگامی که گفتم نقد ادبی نداریم به این معنی نیست که من پهلوان این کارهستم. مثل این است که بگویم در مزارشریف آسمانخراش نداریم و بعد منتظر باشند که سمیع حامد آسمانخراش بسازد.

 چرا نمیتوانم نقد ادبی بنویسم؟

1. نثر من نثر نقد ادبی نیست. نثر نقد ادبی را نثر نمایشگر میگویند.

2. حوصله ندارم.  « نظم » در کار نویسنده گی پنجاه در صد نقش دارد؛ البته نظم در نوشتن.

 


+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم اسفند 1385ساعت 21:33  توسط سمیع حامد  |