زبیر هجران عزیز،سلام!
پرسیده ای :
سوالم درین جاست که چطور میشه بازی با واژه ها را آموخت .......
اگر بگوییم بافت هر شعر در کلیت گونه یی از بازی با واژه هاست ، شاید این سخن چندان مبالغه آمیز نباشد اما به گونهء خاص بازی با واژه ها در چند زمینه اتفاق می افتد:
1. موسیقی واژه گان :
به گونهء نمونه تجنیس ، همحروفی و هم آوایی و تداعی موسیقایی
2. کارکرد واژه گان :
مثال را ایهام و تداعی معنوی
تداعی معنوی مثل :
هیجانم به لب رسیده است که جانم به لب رسیده است را درخود دارد
3. ترکیب
مثل ترکیب های ایهامی مثل شکوهستان ( شکوه و کوهستان ) ، آفتابشار ( آفتاب و آبشار )
4. بازی ساختاری با واژه گان
مثل شعر شهزادهء کاشی شاملو و شماری از شعر های غربی
برای بازی با واژه گان باید با واژه گان انبازی داشت...شبکه های تعبیر و تداعی واژه گان را کشف کرد...و مهمتر از همه این بازی را جز زنده یی از بافت شعر ساخت...
به گونهء نمونه :
قبراست نگینی که به نام تو توان کند
در این مصراع با « کندن » و « نام » بازی شده است:
۱. «کندن » « نام » بر نگین
۲. قبر « کندن» به « نام » کسی





