تبليغاتX
پل
گفتگو در گستره ادبیات - با سمیع حامد

 

ایمان:

 یک سوال دارم: در زبان عادی مردم از استعاره استفاده میکنند.فرق این استفاده از استعاره با استعاره ی شعری در چه است؟ قبلن تشکر!

 

ایمان گرامی،سلام!

استعاره یکی از دستگاه های تولید زبان است...زبان، بیشترینه با مجاز مرسل و استعاره ساخته و پرداخته میشود. نمونه یی خوب،  سخن گفتن کودکان نوزبان است...کودکی هندوانه را توپ خوردنی گفته بود...کودکی دیگر با دیدن فواره زدن کوکاکولا گفته بود : کولا آروغ زد.

 

  از دوگونه استعاره سخن میتوان گفت :

     ۱-     استعارهء عادی

۲-استعارهء ادبی

استعارهء عادی :

 

-       بیشترینه جانشین چیز دیگری نیست، بل بربنیاد « شباهت » نام ، صفت یا فعل تازه یی را میسازد...به گونهء نمونه « شانه سرک » نام یک پرنده (هدهد) است...پرنده یی که چیزی مانند یک شانهء مو بر سر دارد. شانه سرک جانشین نام دیگری نشده است...

 

-       پس از ساخته شدن اندامی از ساختار عادی زبان میشود و در متن « برجسته گی زیبایی شناسیک» ندارد...یعنی کسی هنگام نام بردن از شانه سرک به تشبیه برجسته گی سر آن پرنده به شانه، نمی اندیشد.

 

استعارهء ادبی :

 

-       هر ساختار استعاری در یک متن ادبی فقط یک بار استعارهء ادبی است...اگر تکرار شد دیگر استعارهء ادبی نیست : یا به استعارهء عادی دگرگونه میشود یا به سمبول.

 

-       استعارهء ادبی برجسته گی زیبایی شناسیک دارد...به گونهء نمونه اگر ماه را ساعت دیواری شب بخوانیم شباهت ماه و ساعت دیواری برجسته گی زیبایی شناسیک مییابد...

 

-       استعارهء ادبی جانشین چیز یا چیز های دیگر میشود...اگر به جای آفتاب برآمد بگوییم آفتاب شگفت، استعاره در فعل رخ میدهد و «شگفتن» جانشین «بر آمدن» میشود. ( حتا همان بر آمدن نیز در پیوند با آفتاب، استعاره در فعل بوده است)... البته استعاره در فعل بیشتر به بحث مجاز پیوند دارد.

 

نا گفته نگذارم که بازشناسی استعارهء عادی از استعارهء ادبی کار اهل زبان است...من چند بار نویسنده گان فرنگی را – دوستانم را- دیده ام که اززیبایی شعر کسانی که مبتذل سرا هستند، یاد کرده اند...آنها در ترجمه درنیافته اند که لعل و مروارید و نرگس، استعاره های مشهور شعر ما برای لب و دندان و دیده هستند...یا این که « جگرخون » و « کوچه گرد » و ....ترکیب هایی دم ِ دست هستند...

 

هنگامی که انجمن قلم ناروی گزینهء بادام تلخ را – که برگردان شعر و داستان افغانستان است- چاپ میکرد ، در زمینهء پیوستن برخی از نوشته ها مخالفت کردم اما دوستان من میگفتند :

 No, it is good!                                                                                                         

 

 


+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم خرداد 1387ساعت 23:15  توسط سمیع حامد  |